نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
یادداشت نـاصر چـنانی مدیر مسئول نشریه استانی صدای شوش
با نهایت تأسف، درگذشت دلخراش دو جوان خوزستانی، شهر شاوور مرحوم رسول آلکثیر (عبدالخانی) و مرحوم مهدی آلکثیر (خسرجی) را که در تصادف جاده اهواز–شوش جان باختند، به خانوادههای داغدار، مردم شریف شوش و کرخه تسلیت میگویم و برای بازماندگان صبر و برای درگذشتگان علو درجات آرزومندم.
تسلیت گفتن و ابراز همدردی وظیفه انسانی و اخلاقی ماست، اما کافی نیست. امروز خونهایی که هر چند وقت یکبار روی آسفالت این جاده ریخته میشود، تنها با اقدام فوری، علمی و کارشناسی متوقف خواهد شد.
جاده اهواز–شوش یکی از شریانهای اصلی ترانزیتی جنوب کشور است که روزانه هزاران خودرو سبک و سنگین از آن عبور میکنند. با وجود شهرها و روستاهای متعدد در دو طرف جاده، تردد محلی و ترانزیتی درهم آمیخته و کوچکترین خطا به فاجعه ختم میشود. در پنج سال اخیر فقط در این مسیر ۱۲۰ کیلومتری دهها کشته و صدها مجروح ثبت شده است. این جاده دیگر یک مسیر ارتباطی نیست؛ یک قتلگاه خاموش است.
راهحل فوری و عملی چیست؟ ۱٫ ایمنسازی فوری و علمی محور با طرح جامع و دقیق (نه تصمیمات شتابزده و پیمانسپاریهای غیرکارشناسی) ۲٫ بازسازی نقاط حادثهخیز ۳٫ جداسازی مسیر کامیونها و تریلرها از خودروهای سبک ۴٫ نصب تابلوهای هشدار مناسب و آسفالت استاندارد ۵٫ نظارت جدی بر کامیونها (کنترل اضافهبار، سرعت، شرایط فنی خودرو و ساعت استراحت رانندگان) ۶٫ بهرهگیری از فناوری پیشرفته: انعقاد قرارداد با دانشگاه تربیت مدرس تهران (مرکز تحقیقات راه و ترابری) برای مطالعه دقیق نقاط پرتصادف با آزمایشگاه شبیهساز رانندگی
وعدههای تکراری و پروژههای نامعلوم هم پذیرفتنی نیست و مسئولان استانی و کشوری زیربط در برابر خون این دو جوان و دهها قربانی دیگر مسئولند. زیرا خانوادههای رسول و مهدی امروز نماد همه خانوادههایی هستند که هر روز در انتظار بازگشت عزیزانشان از این جاده مرگ مینشینند.
ایمنسازی فوری و علمی جاده اهواز–شوش یک مطالبه عمومی است تا پیش از آنکه نام فرزند دیگری به فهرست قربانیان این جاده اضافه شود.
غدیر، "بیکرانگی شناخت" و" ژرفای قبول مسئولیت" و" اعتلای معرفت" است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،" تلاقی آسمان و زمین" است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا "بلندای ابدیت" برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.