نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
غدیر، “بیکرانگی شناخت” و” ژرفای قبول مسئولیت” و” اعتلای معرفت” است
✍ دکتر حسین خنیفر مورخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
غدیر، “بیکرانگی شناخت” و” ژرفای قبول مسئولیت” و” اعتلای معرفت” است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،” تلاقی آسمان و زمین” است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا “بلندای ابدیت” برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
ای علی! تو آن “رازی” هستی که در” سکوت شبهای عبادت” میدرخشد و آن نوری که در تاریکی جهل، “راه هدایت” را نشان میدهد. نام تو با عدالت آمیخته است و یاد تو با جوانمردی. هرگاه تاریخ از شجاعت سخن گفته، ردّ گامهای تو را دیده است و هرگاه از مهر و انسانیت نوشته، از دریای بیکران قلب تو جرعهای برگرفته است.
غدیر، روزی است که پیامبر دست تو را گرفت؛ اما حقیقت آن است که در آن روز، دست همه آزادگان عالم را به سوی “رستگاری” گرفت. غدیر، اعلام یک حکومت نبود؛ اعلام تداوم نور نبوت در آیینه ولایت بود. آن روز، فرشتگان به زمین نگریستند و زمین به آسمان بالید که گوهری چون تو را در آغوش دارد.
ای امیر مؤمنان! تو صدای عدالت در “هیاهوی ستم” بودی؛ چشمهای زلال در “کویر تشنگی” انسان. “یتیمان” با نام تو آرام میگرفتند و “محرومان “در سایه مهر تو پناه مییافتند. شمشیرت برای حق بود و قلبت برای خلق. در “محراب عبادت”، عارفترین بودی و در میدان نبرد، “شجاعترین”.
غدیر، جشن دوستداران توست؛ جشن آنان که میخواهند در مکتب انصاف، آزادگی و ایمان زندگی کنند. هر سال که این عید فرا میرسد، گویی ندای پیامبر دوباره در گوش جان طنین میافکند که: «هر که من مولای اویم، علی مولای اوست.» و این ندا، نه فقط خطاب به مردمان آن روز، که دعوتی جاودانه برای همه نسلهاست.
سلام بر غدیر؛ روز کامل شدن دین و تمام شدن نعمت. سلام بر علی؛ خورشید بیغروب فضیلت و عدالت. سلام بر ولایتی که راه حق را روشن نگاه داشت و بر دلهایی که تا ابد با عشق علی(ع) میتپند. عید سعید غدیر خم مبارک باد؛ عیدی که عطر نام علی(ع) در آن تا بینهایت جاری است و پرچم ولایتش بر فراز دلهای مؤمنان همیشه برافراشته خواهد ماند.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.
نسخه چاپی نشریه "صداى شوش" به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی ناصر چنانى منتشر شد.