نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
✍🏻 یادداشت عمار چنانی
در حالیکه این شهر ریشه در تمدنی دارد که از نخستین جلوههای فرهنگ و قانونمداری در ایران بوده، برخی چالشهای اجتماعی و رفتاری در سالهای اخیر نشان داده که فاصلهای میان میراث فرهنگی غنی و وضعیت کنونی ایجاد شده است.
یکی از مهمترین نیازهای امروز شوش، بازتعریف مفهوم «فرهنگ شهروندی» در میان نسلهای مختلف است. رعایت نظم شهری، حفظ پاکیزگی محیط، احترام به حقوق دیگران و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی از جمله اصولی هستند که میتوانند چهره شهر را تغییر دهند
صاحب نظران معتقدند که فرآیند فرهنگسازی باید از نهادهای آموزشی آغاز شود و سپس از طریق رسانههای محلی، انجمنهای مردمی و برنامههای فرهنگی گسترش یابد.
در این مسیر، نقش جوانان و هنرمندان شوشی بسیار پررنگ است؛ چرا که آنان میتوانند پیامهای فرهنگی را با زبان هنر و رسانه به جامعه منتقل کنند.
از سوی دیگر، مشارکت شهرداری، آموزشوپرورش و سازمانهای فرهنگی،اجتماعی میتواند زمینهساز ایجاد حرکتهای ماندگار در این حوزه باشد. اجرای طرحهای آموزشی، جشنوارههای فرهنگی، و حمایت از فعالیتهای داوطلبانه شهروندان از جمله اقداماتی است که میتواند مسیر توسعه فرهنگی شوش را هموار کند.
باید پذیرفت که فرهنگسازی تنها با سخنرانی یا شعار تحقق نمییابد، بلکه نیازمند عمل، پیوستگی و همدلی است. شوش با تاریخ با ارزش خود شایسته آن است که نهتنها در میراث گذشته، بلکه در فرهنگ امروز نیز الگوی سایر شهرها باشد
غدیر، "بیکرانگی شناخت" و" ژرفای قبول مسئولیت" و" اعتلای معرفت" است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،" تلاقی آسمان و زمین" است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا "بلندای ابدیت" برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.