نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
روزنامه نگار مهدی ستاری فر
در دنیای امروز که سرشار از ابزارهای نوین ارتباطی و امکانات متنوع برای اتصال میان انسانهاست، تصور غالب آن است که روابط انسانی باید عمیقتر، گستردهتر و رضایتبخشتر شده باشد. با این حال، شواهد پژوهشی و تجربی حاکی از آن است که پدیده «تنهایی اجتماعی» به شکلی بیسابقه در حال گسترش است. این وضعیت، صرفاً یک احساس فردی نیست بلکه به مسئلهای اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی بدل شده که پیامدهای بلندمدت آن نگرانکننده است.
افزایش راههای ارتباطی، هرچند در ظاهر شکافهای زمانی و مکانی را از میان برداشته است، اما در عمل بهواسطه ماهیت سطحی، ناپایدار و اغلب غیرشخصی خود، جای رابطه را با نوعی تعامل بیریشه عوض کرده است. ارتباطات مدرن، بیشتر مبتنی بر تأییدگریهای فوری و کوتاهمدتاند و از عمق عاطفی و مسئولیتپذیری تهی شدهاند. در نتیجه، افراد با وجود تعامل مستمر، اغلب دچار احساس بیارتباطی و گمگشتگی اجتماعی هستند.
در کنار این مسئله، شرایط اجتماعی و فرهنگی در جوامع امروزی نیز بسترهای شکلگیری و تعمیق تنهایی را فراهم کردهاند. سبک زندگی شتابزده، فردگرایی افراطی، فشارهای روانی ناشی از عدم تعادل میان خواستهها و واقعیتهای زندگی، و ضعف در نظام حمایتهای اجتماعی، همگی نقش پررنگی در فرسایش پیوندهای انسانی دارند.
همچنین، ساختارهای واسطی که در گذشته نقش پیونددهنده افراد را ایفا میکردند، ازجمله فضاهای جمعی همدلانه و بسترهای گفتگو و مشارکت اجتماعی، در بسیاری از جوامع دچار تضعیف یا تغییر کارکرد شدهاند. خلأ ناشی از این وضعیت، افراد را به سوی پناه بردن به فضاهای مجازی سوق داده است؛ فضاهایی که در ظاهر گرم و پرشورند، اما در باطن، تجربهای از انزوا و گسست عاطفی را بازتولید میکنند.
از اینرو، تنهایی در عصر ارتباطات نه یک تناقض، بلکه واقعیتی پیچیده و فراگیر است که ریشه در تحولات چندلایه دنیای مدرن دارد. مواجهه با این پدیده، نیازمند رویکردی عالمانه، بازاندیشی در شیوههای زیست اجتماعی، تقویت روابط واقعی میان افراد و بازآفرینی فضاهای معنادار برای ارتباط انسانی است. آینده جوامع انسانی، بیش از آنکه به تعداد ابزارهای ارتباطی وابسته باشد، به کیفیت و اصالت پیوندهایی گره خورده است که انسانها در آن احساس دیدهشدن، شنیدهشدن و پذیرفتهشدن دارند.
غدیر، "بیکرانگی شناخت" و" ژرفای قبول مسئولیت" و" اعتلای معرفت" است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،" تلاقی آسمان و زمین" است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا "بلندای ابدیت" برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.