نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
محمد آل کثیر – صدای شوش قدرت خرید کارگران، در سکوتی عمیق، هر روز اندکی بیشتر فرو میریزد؛ گویی زمان، خود به خدمت تورم درآمده تا هر لحظه نان را از سفرهها دورتر کند.
از ابتدای سال تاکنون، این قدرت خرید بیش از نیمی از توان واقعیاش را از دست داده، و تورم، چون غباری داغ، بر همه ارکان معیشت نشسته است.
در سبدی که روزگاری “معیشت” نام داشت، اکنون قیمتها سر به فلک کشیدهاند و امید به پایین آمدنشان، بیشتر به شوخی میماند. دلار که روزی شاخصی اقتصادی بود، امروز به نمادی از فاصله طبقاتی بدل شده؛ ۱۱۲ هزار تومان، عددی خشک و بیجان، اما در دلش هزار روایت از ناامیدی و نابرابری نهفته است.
دولت، اما در این میان، تماشاگری است ساکت؛ نه از افزایش واقعی دستمزد خبری هست و نه از برگزاری جلسات شورایعالی کار. کارگر، در برهوت وعدهها، میان اجارهخانه و قیمت لبنیات سرگردان است.
آنچه از جامعه باقی مانده، تصویر دوگانهای است از رفاه و رنج؛ عدهای در ارتفاع برجها به آینده مینگرند، و عدهای دیگر در زیر سایه همین برجها، به نان امروز. فقر، دیگر حادثهای ناگهانی نیست؛ روزمرگیست، تکرارِ بیوقفهی یک فروپاشی آرام.
در میان این همه عدد و آمار، صدای کارگر خاموش مانده است؛ و شاید روزی تاریخ بنویسد که بزرگترین تورم این سرزمین، تورمِ بیتفاوتی بود.
غدیر، "بیکرانگی شناخت" و" ژرفای قبول مسئولیت" و" اعتلای معرفت" است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،" تلاقی آسمان و زمین" است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا "بلندای ابدیت" برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.