فرهنگی

برای مهر

مهر تنها یک تقویم در میانه سال نیست؛ آغاز دوباره‌ای در تقویم آموزشی ماست؛ ماهی که همواره با طعم گچ و تخته، بوی کتاب‌های نو و هیاهوی قدم‌هایی که به سوی مدرسه روان‌اند، پیوند خورده است.

✍🏻 یادداشت ناصر چنانی مدیر مسئول نشریه استانی صدای شوش

برای مهر

مهر تنها یک تقویم در میانه سال نیست؛ آغاز دوباره‌ای در تقویم آموزشی ماست؛ ماهی که همواره با طعم گچ و تخته، بوی کتاب‌های نو و هیاهوی قدم‌هایی که به سوی مدرسه روان‌اند، پیوند خورده است. مهرماه، نماد عینی امید است؛ فصلی که در آن بذر دانایی در ذهن نسل نو کاشته می‌شود. مهر، فرصتی برای تغییر است؛ تغییری نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در رویکردها.

تردیدی نیست که برای حرکت در مسیر پیشرفت، به نظامی از برنامه‌ریزی علمی، دقیق و به‌روز در حوزه آموزش و درسی نیازمندیم. در دنیای پرشتاب فناوری و رقابت‌های جهانی، غفلت از آموزش علمی و مهارت‌محور در مدرسه، خسارتی جبران‌ناپذیر به همراه خواهد داشت. اما این تنها نیمی از مسیر است؛ چراکه تعلیم، بدون تعالی، چیزی جز انباشت اطلاعات نیست؛ آنچه در نهایت باید شکل بگیرد، «انسان» است.

آنچه در این میان گاه به فراموشی سپرده می‌شود، ساحت «پرورش» است. امروز بر هیچ‌کس پوشیده نیست که شرایط فرهنگی حاکم بر افکار عمومی، به‌ویژه در میان جوانان و نوجوانان، تحت تأثیر گسترده جهان مجازی و تغییرات نسلی، تفاوت‌های بنیادینی با گذشته پیدا کرده است.

جامعه امروز، جامعه‌ای است که «پرسشگری» در تار و پود آن تنیده شده و عطش شنیده‌شدن دارد. در چنین فضایی، اگر برنامه‌های پرورشی همچنان به نسخه‌هایی کهنه و تک‌بعدی محدود شوند، نه‌تنها اثرگذاری لازم را نخواهند داشت، بلکه ممکن است شکاف میان نهاد آموزشی و نسل نو را عمیق‌تر کنند.

واقعیت این است که برای نسلی که بی‌پروا ساختارها را به چالش می‌کشد و گاه می‌توان از آن با عنوان «نسلِ ضد» یاد کرد، برنامه‌ریزی منسجم، واقع‌بینانه و هم‌زبان با جهان‌بینی آنان، آن‌گونه که باید، در بخش پرورشی دیده نمی‌شود. گویی ما در حال گفت‌وگو با نسلی هستیم که زبان ما را نمی‌فهمد و ما نیز در تلاشیم عقربه‌های ساعت را به عقب بازگردانیم.

در کنار این مسئله، فقدان یک «چشم‌انداز خوش‌بینانه» برای استعدادیابی خلاقانه و پرورش توانمندی‌های بالقوه، سبب شده است بسیاری از این جوانان، انرژی و ظرفیت خود را در مسیرهایی صرف کنند که الزاماً پیوندی با نیازهای آینده کشور ندارد.

برای برون‌رفت از این بن‌بست، می‌توان ضمن احترام به اسناد بالادستی و رعایت اصول کلان، یک «خانه‌تکانی فکری» در شیوه اجرا و نگاه به مسئله آموزش و پرورش ایجاد کرد.

ما نیازمند گذار از شرایط موجود و توجه جدی‌تر به «ظرفیت‌های بومی و درون‌ساختاری» هستیم. به جای وارد کردن مدل‌های آموزشی که ریشه در خاک فرهنگی ما ندارند، باید به متخصصان جوان، معلمان دغدغه‌مند و نهادهای بومی و خلاق اعتماد کرد. بومی‌سازی برنامه‌ریزی‌ها به معنای بازگشت به سنت‌های منجمد نیست؛ بلکه به معنای بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های فرهنگی غنیِ خانواده و جامعه برای پاسخ‌گویی به نیازهای روز است.

مهر می‌تواند صرفاً آغاز یک سال تحصیلی نباشد؛ می‌تواند نقطه آغاز بازنگری در این پرسش اساسی باشد که: «برای نسل جدید، چه می‌آموزیم و مهم‌تر از آن، چگونه انسان‌هایی را برای آینده تربیت می‌کنیم؟»