نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
✍🏻 یادداشت ناصر چنانی مدیر مسئول نشریه استانی صدای شوش
در شرایطی که از بحران سالخوردگی جمعیت سخن گفته میشود، قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت بهعنوان راهحل معرفی شده است.
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، آبان ۱۴۰۰ تصویب و توسط دولت ابلاغ شد. قرار بود با ۷۳ ماده و ۸۱ تبصره، مسیر را برای تسهیل ازدواج، فرزندآوری و تأمین مسکن جوانان هموار کند.
«در این قانون مشوقهای متنوعی مانند تسهیلات ودیعه مسکن برای خانوادههای دارای فرزند، وامهای کمبهره برای ازدواج و فرزندآوری، مرخصیهای زایمان طولانیتر برای مادران (تا ۹ ماه برای فرزند سوم و بیشتر)، و حتی اعطای زمین رایگان به مادران دارای سه فرزند یا بیشتر پیشبینی شده است.»
همچنین، حمایتهای مالی مانند پرداخت کمکهزینه ماهانه برای کودکان زیر ۵ سال و تخفیفهای مالیاتی برای خانوادههای پرجمعیت از دیگر مفاد آن است.
هدف اصلی، افزایش نرخ باروری از حدود ۱.۶ به سطوح بالاتر است، تا ایران از بحرانی که پیشبینی میشود تا سال ۱۴۲۰ منجر به کاهش نیروی کار جوان شود، نجات یابد.
با این حال، اجرای این قانون با مشکلات جدی روبهرو بوده است. گزارشها نشان میدهد بودجه پیشبینیشده برای سال گذشته کاهش یافته و بهطور کامل تأمین نشده، که این امر فشار اقتصادی سنگینی بر خانوادههای جوان وارد کرده است.
در تجمع اخیر جمعی از خانوادهها در شوش و زنجان، خانوادههایی که مشمول این قانون بودند، از عدم تخصیص زمین در پروژههای مسکن ملی گلایه و اعتراض داشتند. برخی از آنها سالها در صف انتظار بودهاند که نه زمین گرفتند، نه مسکن، نه تسهیلات، فقط وعده.
طبق گزارش سازمان ملل، ایران تا سال ۲۰۵۰ با جمعیتی ۳۲ درصد سالمند مواجه خواهد شد؛ بحرانی که نیازمند اقدام فوری و عملی است، نه فقط مصوبه و شعار.
قانون جوانی جمعیت اگر قرار است مؤثر باشد، باید از مرحله «حرف» به «عمل» برسد. اگر مسئولان واقعاً نگران آینده جمعیتی هستند، باید با شفافیت، عدالت و سرعت، مطالبات خانوادهها را پاسخ دهند تا به بحرانی اجتماعی بدل نشود، زیرا مشوقها هنوز در پیچ و خمهای اداری گیر کردهاند و تأثیر واقعی بر جامعه نداشتهاند.
در نهایت، برای موفقیت قانون جوانی جمعیت، نیاز به اصلاحات جدی در اجرای آن وجود دارد. مسئولان باید بودجه کافی تخصیص دهند و بوروکراسی را کاهش دهند.
غدیر، "بیکرانگی شناخت" و" ژرفای قبول مسئولیت" و" اعتلای معرفت" است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،" تلاقی آسمان و زمین" است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا "بلندای ابدیت" برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.