نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
✍🏻 یادداشت ناصر چنانی مدیر مسئول نشریه استانی صدای شوش
به بهانه آغاز نمایشگاه مجازی کتاب
🇮🇷 بخوانیم برای ایران
در روزگاری که شتاب زندگی مجال درنگ را از ما میگیرد، کتاب هنوز یکی از معدود پناهگاههایی است که میتوان در آن نفس تازه کرد و به ریشهها بازگشت. خواندن تنها تمرینی فردی برای دانستن نیست، کنشی فرهنگی است که حافظه یک ملت را زنده نگه میدارد. هر صفحه کتاب، پلی است میان تجربههای گذشته و پرسشهای امروز، و هر خواننده، نگهبانی خاموش برای استمرار اندیشه در جامعه.
تاریخ ایران نیز بیگمان با کتاب و نوشتار گره خورده است. از الواح گِلی و سنگنوشتههای باستانی گرفته تا نسخههای خطی در کتابخانههای کهن، ایرانیان همواره کوشیدهاند تجربه، دانش و حکمت خویش را در قالب کلمه ماندگار کنند. در پرتو همین سنت بوده که اندیشههای فلسفی، علمی و ادبی ما از نسلی به نسل دیگر رسیده و هویت فرهنگی این سرزمین را شکل داده است.
امروز نیز بیش از هر زمان دیگر به احیای همین سنت نیاز داریم. جامعهای که میخواند، دقیقتر میاندیشد، سنجیدهتر تصمیم میگیرد و در برابر هیاهوی سطحی زمانه مقاومتر میماند. خواندن نه تنها دانش میآفریند، بلکه گفتوگو را ممکن میکند و میان دیدگاههای گوناگون پلی از فهم و مدارا میسازد.
از این رو، دعوت به خواندن در حقیقت دعوت به ساختن آیندهای روشنتر برای ایران است. هر کتابی که گشوده میشود، چراغ کوچکی در مسیر آگاهی جمعی روشن میکند. شاید سهم هر یک از ما در این راه تنها چند صفحه در روز باشد، اما همین صفحههاست که در کنار هم، افق دانایی یک ملت را گستردهتر میکند.
غدیر، "بیکرانگی شناخت" و" ژرفای قبول مسئولیت" و" اعتلای معرفت" است و تنها نام یک سرزمین نیست؛ غدیر،" تلاقی آسمان و زمین" است، لحظهای که خورشید رسالت در بلندترین نقطه خویش ایستاد و دست ولایت را تا "بلندای ابدیت" برافراشت. غدیر، عید پیمان است؛ عیدی که در آن، حقیقت بر فراز زمان ایستاد و راه فردای انسان را روشن کرد.
نوشتن و سرودن و با کلمات وجملات طوفان بپا کردن در باب "محرم "و "امام حسین (ع)"، یعنی ورود به قلمرویی که در آن "مرز میانِ زمین و آسمان" فرو میریزد؛ جایی که "خون"، از معنایِ مادیِ خود فراتر میرود و به «نور» بدل میشود.
تزریق، تفکر ِ منفی، والقای ترس، از سلاح های جدید هژمونی وسلطه گری در جنگهای هزاره سوم است. و در این میان نقش رسانه و نحوه ی روایتگری و سبقت در القا وپیام گاه جهت دهنده ی میدان است.... لذا ،، هوشیاری و تشخیص حقه از حقیقت ، در هم کوبنده ی فتنه دشمن است...
برای نوشتن در باب فردوسی و شاهنامه، نباید از واژگانِ معمولی استفاده کرد؛ زیرا فردوسی خود فراتر از یک شاعر، یک «آفریننده» و «معمارِ هستیِ کلام» است.